M. Sohrabi

يادداشت‌های م. سهرابی

در مدحِ مولایِ اسلاميان…

( و لهُ ايضاً – از زبان ِ آخوند گفته است … )
آه ای خَرفُستَر ، ای آقای ِ من [1]
ای نواده‌یْ اهرمن ؛ مولای ِ من
بی‌تو در اين عرصه تاريکی نبود
نور بود و نور و ، هردم می‌فزود
چشم ِ ما تاريکيان ِ دوزخی
بود بس آزرده ، ای جان ِ اخی
مسجد و کاباره بُد پهلوی ِ هم
کی نهادی کس سوی ِ مسجد قدم ؟
مردمان ، از بيش‌و‌کم ، کاباره‌رو
ريش ِ ما در کون ِ مستان بُد گرو [2]
روضه‌هامان پنج‌شاهی ، يک‌قران
کون‌مان ، دُول ِ کُريدی ؛ الامان ! [3]
لنگَک‌اندازان ، به تابستان ِ داغ [4]
می‌شديم از بهر ِ چُسّين ِ الاغ [5]
در زمستان ، در گل‌و‌لا گشته پست
دهخدا در کون‌مان می‌کرد شست [*]
نان ِ ما با مرگ پيوستار بود
زندگی‌مان لاجرم مردار بود
کار ِ ما ، گرياندن ِ اين مردمان
جمعه‌شب‌ها ، چاره‌مان جلق ِ نهان


ناگهان تا تو عَلَم افراشتی
دوزخ ِ ما از ميان برداشتی
آنچه بدبختی که‌مان بود و نبود
بر سر ِ اين مردمان آمد فرود
روضه می‌خوانيم ميليون ، هر‌شبه
با هزاران دنگ‌و‌فنگ و دبدبه
جای ِ جلق ِ جمعه‌شب ، کُس‌های ِ ناب
می‌خورند از پشم ِ ما ، با عشوه تاب

خود پيمبر اين‌چنين نعمت نداشت
گرنه کون ِ هر‌دو‌عالم می‌گذاشت !


حاليا ، اينان به‌تک برخاسته
صد سليح از بهر ِ رزم آراسته
خواستار ِ محو ِ ما روحانيان
گشته‌اند اين کافرک زندانيان

آه ! ای مولای ِ ما ، ای اهرمن
چاره‌ای کن ، ای سر ِ نيرنگ و فن
چيرگی يابند اگر اينان به ما
کون ، نه از ما ، می‌درند از انبيا

——————-اين مجوسان ِ کهن را چاره کن [6]
——————-يا به دست ِ خويش ، کون‌ات پاره کن !

—————————- 23 آذر ِ 1385

?
پابرگ‌ها :

[1] خَرفُستَر يا خَرفَستَر – xarfostar / xarfastar – ، البتّه نه دقيقاً با اين تلفّظ ، واژه‌ای است اوستايی که در پهلوی نيز با مختصر تغييری در تلفّظ ِ اوستايی ، به‌کار رفته ؛ و به‌گُمانم فقط در متون ِ تفسير ِ اوستا . در اصل ، به معنای ِ « موجود ِ گزندرسان » بوده ، و بعدها به حشرات ِ گزنده و زيان‌بار ، و ساير ِ موجودات ِ زيان‌زننده به انسان و زندگی و منافع ِ او اطلاق شده ( واژه‌ی ِ عربی ِ « حشره » در اصل ، صورت ِ تغييريافته‌ی ِ همين کلمه است ، از وجه ِ معمول ِ پهلوی ِ آن : خستر ) . باور بر اين بوده که اين‌گونه موجودات را اهريمن پديد آورده است .
من اين واژه را ، خاص به همان معنی ِ اصلی ِ اوستايی ِ آن ، و برای ِ ريدگان ِ اهريمن به‌کار می‌برم ( اهريمن نمی‌آفريند . می‌ريند . ) ؛ يعنی همين‌ها که روزگار ِ ما و بشر را تيره و تار کرده‌اند ؛ الهيّون .

[2] بدل : کار ِ دين ، تق بود و لق ؛ بی سُمب و سُوْ .

[3] دُول – در گويش ( يا فارسی ِ گونه‌ی ِ ) طبس و پيرامون ، به « لوله‌ی ِ سفالی ِ راه‌آب » گفته می‌شود ؛ و دول‌های ِ ساخت ِ « کُريد / کُريت » ( بزرگ‌روستای ِ طبس ، در چهار‌فرسخی ِ جنوب ِ شرقی ، که در ادوار ِ کهن ، به همراه ِ طبس ، مجموعاً « طبسان » ناميده می‌شده ) فراخ‌تر از دول‌های ِ طبس بود . دول ِ کُريدی ، در طبس ، سرمثل ِ « فراخی » است !

[4] حوصله‌ی ِ تشريح ِ دقيق نيست ( لِنگ + کاف + انداز + « ان » ِ سازنده‌ی ِ صفت‌/‌قيد ِ‌حالت ) ؛ شما بخوانيد : سگ‌دُو ْ‌زنان . ( اگرچه ، من با اين‌گونه مصطلحات ، که در آن نام ِ سگ – اين ديرينه‌دوست ِ انسان – به‌تحقير می‌آيد ، سخت مخالف‌ام . )

[5] چُسّين و چُسّی ، در گويش ِ طبس ، به مدفوع ِ چاروا ( خر ) گفته می‌شود . اين را در قديم‌الايّام برای ِ سوخت و پاره‌ای مصارف ِ ديگر ، جمع می‌کرده‌اند ؛ و چُسّی‌جمع‌کردن از احقر ِ مشاغل بوده ؛ از ناچارانه‌ها ؛ و کنايه است از ناداری .
مشابه ِ اين‌گونه از مشغله‌ی ِ محقّر را در اين بيت ِ رودکی ( يا شاعری ديگر از سده‌ی ِ چهارم ) می‌توان ديد :
—————-ياد نياری به هر بهاری جدّت
—————-توبره ورداشتی ، شدی به سماروغ ؟!

سماروغ ، يعنی « شخ‌کُلَهُوک = قارچ » . و البتّه قياس نبايد کرد سماروغ را با چُسّی ! مقصود ، پستی ِ مشغله ، و ناداری ِ شاغل ِ به اين‌گونه کارهاست …

[6] بر هيچ ‌کس پوشيده نيست که از نظر ِ اسلام ِ ناب ِ محمّدی ، ايرانيان هرگز مسلمان نشده‌اند . تا الی امروز ، ايرانی را همچنان « مجوس » می‌دانند . اين‌که به‌آشکارگی اين را نمی‌گويند ، بحث ِ ديگری است … !

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: