M. Sohrabi

يادداشت‌های م. سهرابی

بایگانی دسته‌ها: طنز

ای جان! جانِ لعنتی!!

ای جان! جانِ لعنتی!!
 
در روايات آمده است که سال‌ها سال پيش، جان بولتون که آن‌وقت‌ها سبيل‌های‌اش –گرچه مشکی هم نبود- هنوز سفيد نشده بود و ابهّتِ بيشتری داشت به ايران می‌آيد، به مشهد؛ و ماه، ماهِ مبارکِ محرّم است، و روز، روزِ عاشورا!
رفيقِ مشهدیِ جان، او را ظهر به تکيه می‌برد و لحظاتی بعد، طبقِ معمول، برایِ هرکدام کاسه‌ای لبريزِ شله (شله‌یِ مشهورِ مشهدی) می‌آورند. جان بعد از اوّلين قاشقِ مردّدوار، سری جنبانده و «آخ‌مای‌گاد» گويان و از تهِ دل با ولعِ تمام تا تهِ کاسه را قاشق‌کش می‌لمباند و آن‌گاه، سری بالا آورده رو به ميزبانِ مشهدی‌اش می‌پرسد: مش‌مهدی! اين غذا جريانِ‌ش چی بود؟
مش‌مهدی می‌گويد: والله، ماجرا اينه که يزيد عليه‌اللّعنه زده امام حسين رو کشته…
جان بولتون منتظرِ ادامه‌یِ سخن نمانده و درحالی‌که با نر-انگشت و سبّابه‌یِ راست، سبيل‌هایِ فروهشته‌اش را از رویِ لب‌ها کنار می‌زند، می‌گويد: دستِ‌ش درد نکنه! دمِ‌ش گرم! از طرفِ ما هم يه سلامی به‌ش بگو و تشکر کن! عالی بود! دست مريزاد! واقعاً شاهکار کرده!!
 
?
راوی:
م. سهرابی
21 شهريور 1397؛ 12 سپتامبر 2018

شعرِ «تزريق»

شعرِ «تزريق»
 
شعرِ «تزريق»، گونه‌ای از به‌اصطلاح شعر است که در آن نتوان به‌هيچ‌وجه، معنا و ربطِ معنايی‌ای يافت. اين گونه‌یِ خاص گويا در دوره‌یِ صفوی پديد آمده. (کهن‌ترين نمونه‌هايی که من ديده‌ام، مربوط به اين دوره است.) در تذکره‌یِ «تحفه‌یِ سامی» تأليفِ سام ميرزا صفوی (فرزندِ شاه اسماعيلِ اوّل) نمونه‌هايی از آن ثبت شده. از جمله، در باره‌یِ شاعری می‌نويسد:
خواجه هدايت‌الله: مشرف اصطبل صاحب‌قرانی است. اصل او از کاشان است. مردی فقير و نديم مشرب است. شعر تزريق را بهتر از شعرای زمان می‌گويد؛ از جمله ليلی و مجنونی گفته که اين دو بيت از آن است:
مثنوی:
روزی که ز عشق می‌زدم لاف
اردک بچه می‌فروخت علاف
عاشق سگ يرغه بود و ميمون
آواز بلند شد ز مجنون
و اين چند بيت نيز از مثنوی ديگر اوست:
دندان چپ دريچه شور است
آدينه‌ی کهنه بی‌حضور است
تاريخ وفات گرگ جيم است
آش شب چله‌اش حليم است
اين مطلع از غزليات اوست:
هزار شکر که پشم وزغ فراوان شد
غلاف خايه‌ی خرگوش اخته ارزان شد
 
(تذکره‌ی تحفه‌ی سامی. تأليف سام ميرزا صفوی. تصحيح و مقدّمه از: رکن‌الدّين همايونفرّخ. انتشارات علمی. بی‌تا. [ص97])
 
اين بيتِ تزريقِ عالی هم از اين ناچيز است:
پشمِ دلِ کدخدا بهشت است
شاخِ کجِ گربه سرنوشت است!
 
::::

رکوردِ اخلاقِ حسنه!

رکوردِ اخلاقِ حسنه!
 
عجبا!
يک‌سالی هست که اين نوشته‌یِ وبلاگِ حضرت‌مان، بالاترين رکورددارِ کنتور، اعنی همان «کِرم‌دارشمار»ِ مبارک واقع شده، و به هزار تُف و ياعلی‌مدد هم، ول‌کن نيست و بيرون نمی‌کشد…
آن‌وقت می‌فرمايند که ما ايرانيان، اسوه‌یِ اخلاق‌ايم… قيم… قيم… قيم!!!
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: